شمس الدين حافظ
27
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
خان - اياغ - يغما ) 1 - عاشق از مفتى نترسد مى بيار * بلكه از يرغوى سلطان نيز هم 2 - زلف خاتون ظفر شيفتهء پرچم تست * ديدهء فتح ابد عاشق جولان تو باد در جملهبندىها و استحكام معانى و مفاهيم و رعايت استخوانبندى جملهها استادى خود را به ثبوت رسانده است . و چون خورشيد تابان مىدرخشد ، بيشترين خواسته و مقصود را در جملاتى كامل در يك مصراع و يا يك بيت به خواننده القا مىكند و پيام خويش را از وراى زمان و مكان به خوانندهء مفرّح خود مىرساند . حافظ خداوندگار شعر و غزل است ، كلام او منثور نيست . معمولا نوشتهء منثور در عباراتى كوتاه و بلند ، سارى و جارى مىگردد ، اما زبان شعر نياز به ايهام و كنايه و ساير آرايهها و صنايع ادبى دارد ، پس مانند نثر به سرعت قابل حل و هضم نيست ، و تسلط شاعر مىتواند به شعر جان و تحرك بخشد ، چه بسا شعر مىتواند گوياتر و ملموستر و عميقتر بر دل نشيند و جاى خوش كند و در آغوش شنونده و خواننده آرام گيرد و تشنگان و شيفتگان و مشتاقان را از چشمهء زلال عرفان و عشق و پند و . . . سيراب كند . حافظ ، خوب مىدانسته كه اشعارش بايد وزنى قوى داشته باشد تا به طور علمى « گرهخوردگى عاطفه و تخيل كه در زبانى آهنگين شكل مىگيرد » بوجود آورد . فكند زمزمهء عشق در عراق و حجاز * نوا و بانگ غزلهاى حافظ شيراز به همين جهت ، موسيقى كلام حافظ را كمتر شاعرى داراست ، زيرا موسيقى غزلياتش داراى جنبههاى بيرونى ، درونى و حتى كنارى است . در موسيقى بيرونى براى مثال اگر غزلهاى خواجه را برحسب قول شادروان « دكتر خانلرى » 486 غزل قبول كنيد و در مجموع هم 22 وزن را در غزلها امتحان كنيد ، از اين مجموع 319 غزل يعنى بيش از 64 درصد در يكى از زحافات سه بحر رمل ، مجتث و مضارع سروده و سهچهارم غزلياتش را در بحور آرام و كمافتوخيز ديگر سروده است كه در اينجا بحث پيرامون روانشناسى وزن از حوصلهى اين مقال خارج است و سبب حيرت خواننده خواهد شد . يكى از دانشجويان كارشناسى ارشد در كلاسم روزى غزلى با مطلع نه هركه چهره برافروخت دلبرى داند * نه هركه آينه سازد سكندرى داند را تقطيع عروضى مىكرد ، اين دانشجو را براى مدتى در پاى تخته كلاس حيران ديدم گفت : « استاد نمىدانم شعر را تقطيع كنم يا به نازك طبعى و شيوهء سخنپردازى توجه كنم . » اين بيت در بحر مجتث مثمن مخبون اصلم ( مفاعلن ، فعلاتن ، مفاعلن ، فعلن ) سروده شده است اين